تنها
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من.
من خودم بودم و تنهایی و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزيد.
من خودم بودم و دستي كه صداقت مي كاشت گر چه در حسرت گندم پوسيد .
من خودم بودم و هر پنجره اي كه به سرسبزترين نقطه بودن وا بود و خدا مي داند ، بي كسي از ته دلبستگيم پيدا بود .
من نه عاشق بودم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افكار پليد.
من به دنبال نگاهي بودم كه مرا از پس ديوانگيم مي فهميد !!
من خودم بودم و تنهایی و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزيد.
من خودم بودم و دستي كه صداقت مي كاشت گر چه در حسرت گندم پوسيد .
من خودم بودم و هر پنجره اي كه به سرسبزترين نقطه بودن وا بود و خدا مي داند ، بي كسي از ته دلبستگيم پيدا بود .
من نه عاشق بودم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افكار پليد.
من به دنبال نگاهي بودم كه مرا از پس ديوانگيم مي فهميد !!
با تشکر از بچه های جهاد
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 9:4 توسط
|